دوستان اگه میبینید که اوضاع وبلاگ نا منظمه به خاطر یک سری تغییراتی هسا که تا پایان هفته ادامه خواهد داشت و بعد از اون به ثبات میرسه!!!
فعلا .................خدا نگهدار همتون
نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386 توسط هانی | لينك
ثابت
|
اساس مهندسي در هر گرايشي طراحي مبني بر اندازه گيري، محاسبه و تحليل با استفاده از علوم رياضي و تجربي شكل ميگيرد. در نتيجه حرفه مهندسي كاملاً ديد فني و ماشيني دارد كه موجب محدوديت ديدگاه در ابعاد خاص شده و برخي موضوعات مانند يافتن بهترين روشهاي مديريتي و ارتباطات انساني در ديدگاه محض مهندسي ناديده گرفته ميشود. مهندسي صنايع با در برداشتن نگرش سيستماتيك و فراگير ارتباط تخصصهاي مختلف و نهاد مديريت سازمان را ايجاد نموده و امور برنامه ريزي، سازماندهي، هدايت و نظارت بر امور اجرايي با هماهنگي بيشتري دنبال مي گردد. اين نگرش استمرار همان سير تفكر تيلور و هم عصران وي ميباشد كه با تلاش تك تك آنان مجموعه اصول و نگرشهاي مديريت علمي موجوديت يافت.
مديريت علمي همان نگرش سنتي مهندسي صنايع است. با پيشرفت مديريت علمي، مهندسي صنايع با تفكري بر مبناي علوم رياضي، فيزيكي، اجتماعي و اقتصادي در عرصه صنعت و خدمات ظهور كرد كه به معني ايجاد يك تفكر فراگير و سيستماتيك بود. نگاه مهندسي صنايع به مسائل از زوايا و ديدگاههاي مختلف همانند توجه به خروجي و محصول سيستم، توجه به مشتري ويا نگرش به بهره وري سازمان قابل طرح و پيگيري مي باشد كه بر مبناي اصول فكري تقريباً يكساني دنبال ميگردد. اكنون بايد ديد كه اصول فكري مهندسي صنايع بر چه عواملي استوار است. در اين راستا بطور خلاصه اصول فكري مهندسي صنايع ذيلاً ارائه شده است.
1- خلاقيتفعاليت اصلي هر مهندس صنايع ارائه طرح براي بهبود سيستمهاي جاري و يا ارائه طرح جديد مي باشد كه به همين منظور قوياً نياز به خلاقيت و نوع آوري جهت ارائه طرحهاي نو و بديع ميباشد. در واقع با توجه به گستردگي مسائل، مهندسي صنايع همانند اقيانوسي از فنون و علوم مختلف به عمق نيم متر با برخورداري از زمينه خلاقيت و ابتكار به مهندسين صنايع اين امكان را ميدهد كه در جهت حرفه كاربردي مورد نظر به تعميق دانش خود پرداخته و فرصتي فراهم ميشود تا ايده هاي جديد و خلاق در زمينه هاي مربوطه مطرح گردد.
2- تفكر فراگيرنگرش سيستماتيك و فراگير برجسته ترين خصوصيت مهندسي صنايع است و اطلاق مهندسي صنايع و سيستمها به اين رشته بي ارتباط با اين نگرش نيست. نگرش فراگير موجب مي شود مسائل از كل به جز و تعامل اجزا با هم مورد بررسي دقيق قرار گرفته و مدل كاملي از سيستمهاي مورد نظر تهيه و مسائل مورد نظر آن به بهترين شكل طرح و بررسي ميگردد.
3- رهبري گروههر سيستمي كه طرح ميشود اگر بدرستي اجرا نشود منتج به نتيجه نخواهد شد بلكه حسن اجرا سيستم طراحي شده يك ضرورت مهم تلقي مي شود. لذا آشنايي با كليت سيستم مورد نظر و نقش اجزا در كاركرد صحيح آن اين امكان را فراهم مي آورد كه هدايت و رهبري گروه كاري مجري سيستم با انگيزه بيشتري دنبال گردد
و در واقع علاوه بر طراحي سيستم مورد نظر، مهندسي صنايع سيستمهاي پياده سازي و اجرا را نيز پيريزي نموده و نقش رهبري گروههاي كاري را موثرتر دنبال مينمايد.4- مديريت زمانانجام كار بدون توجه به ظرف زماني و تحويل به موقع خروجي مورد نظر سيستم، ارزش زيادي نميتواند داشته باشد. امروزه اهميت زمان و فرصتهاي آن با توجه به عرصه تنگاتنگ رقابت اقتصادي براي همگان واضح و بديهي است. در اين خصوص مهندسي صنايع با درك موضوع تكنيكهايي را بكار ميگيرد كه عامل زمان اجراي اجزاي كاري را در تمامي فرايندها مورد توجه و مديريت قرار ميدهد.
5- ارتباط بهره وري و بهبود مستمراعتقاد به ارتقا بهره وري و بهبود مستمر يك اصل با ارزش در مهندسي صنايع است. اكتفا به وضعيت فعلي جز در جا زدن نتيجه ديگري نخواهد داشت. لذا مهندسي صنايع با پذيرش اين مطلب كه سطح دانش و مهارتها يك مقوله نسبي همواره سعي در افزايش بهره وري و بهبود وضعيت كاري نموده و سعي ميشود همواره امور اثر بخشتر و كاراتر شود. نگرش بهبود مستمر اين امكان را ميدهد كه هر روز به فكر ارتقا هر چند به اندازه كوچك باشيم.
6- ذهن كنجكاو و يادگيرييادگيري فرايندي است كه نميتوان بر آن حد و مرز تعيين كرد. مهندسي صنايع به منظور مطالعه و پيگيري مسائل همواره به اين نكته توجه دارد كه هر مورد را ، منحصر به فرد بررسي نمايد و جهت شناخت آن فرض بر اين است كه از تصورات ذهني دوري نموده و سعي بر تعيين كشف واقعيتهاي حاكم بر اجزا و كل سيستم ميباشد. لذا عدم وجود تعصب خاص به ماهيت فني امور موجب ميشود ذهنيت كنجكاو براي كشف حقايق نهفته در پديده ها تقويت شود و مهندس صنايع با ذهن دژم كمتر ميتواند راه حلهاي ابتكاري و راهگشا براي مسائل مورد نظر ارائه نمايد
نوشته شده در یکشنبه 13 آبان1386 توسط هانی | لينك
ثابت
++C عموماً از سه بخش تشکيل شده است:
- محيطی برای نوشتن برنامه و ويرايش آن.
- کامپايلر ++C.
- کتابخانه استاندارد ++C.
يک برنامه زبان ++C برای رسيدن به مرحله اجرا از شش مرحله عبور می کند.
مرحله اول : برنامه نويس، برنامه را در محيط ويرايشگر می نويسد و آن را بر روی ديسک ذخيره می کند.
مرحله دوم : برنامه پيش پردازنده، خطوط برنامه را از لحاظ ايردات نگارشی بررسی می کند، و در صورت وجود اشکال در برنامه پيغام خطائی داده می شود، تا برنامه نويس نسبت به رفع آن اقدام نمايد.
مرحله سوم : کامپايلر، برنامه را به زبان ماشين ترجمه می کند و آن را بر روی ديسک ذخيره می نمايد.
مرحله چهارم : پيوند دهنده، کدهای زبان ماشين را، به فايلهای کتابخانه هايی که مورد استفاده قرار گرفته اند پيوند می دهد و يک فايل قابل اجرا بر روی ديسک می سازد.
مرحله پنجم : بار کننده برنامه را در حافظه قرار می دهد.
مرحله ششم : واحد پردازش مرکزی کامپيوتر دستورات برنامه را اجرا می کند.

نکته : همانطور که گفته شد پيش پردازنده ايرادات برنامه را بررسی می کند و در صورتی که برنامه مشکلی نداشت در نهايت به زبان ماشين ترجمه می شود و قابليت اجرا پيدا می کند اما در هنگام اجرای برنامه نيز ممکن است خطايی بروز کند به عنوان مثال تقسيم بر صفر بوجود آيد. اين خطا قابل تشخيص توسط پيش پردازنده نيست و در زمان اجرای برنامه رخ می دهد و باعث خروج ناگهانی از برنامه می شود. به اينگونه خطاها، خطای زمان اجرا گفته می شود. تقسيم بر صفر جزء خطاهای مهلک است. خطای غير مهلک خطايی است که اجازه اجرای ادامه برنامه را می دهد ولی ممکن است نتايج غير صحيحی را به ما بدهد.
نوشته شده در شنبه 12 آبان1386 توسط هانی | لينك
ثابت
سلام...با توجه به درخواستی که دوستان درمورد قرار گرفتن مطالب تخصصی مهندسی صنایع در بلاگ داشتن به عنوان آغاز فصل جدیدی از فعالیت این وبلاگ مقاله زیر رو براتون انتخاب کردم.که با توجه به مطرح شدن مبحث تولید انبوه و رابطه اون با قیمت تمام شده تولید کالادر درس مدیریت مهندسی میتونه مفید واقع بشه.
عنوان این مقاله(پیاده سازی فرایند کانبان و سنکرون در زنجیره تامین گروه صنعتی ایران خودرو) هست که به زبان ساده تر میخواد فرایندی رو توضیح بده به نام تولید ناب که مفهوم جدیدی هست که پس از جنگ جهانی دوم مطرح شد و واحدهای صنعتی بزرگی مثل جنرال موتورز آمریکا و تویوتا ژاپن اون رو برای اولین بار مورد استفاده قرار دارن و حالا دارن نتیجه اون رو میبینن!!!
در واقع هدف تولید ناب افزایش هر چه بیشتر بهره وری در تولید انبوه هست.
برای دریافت مقاله اینجا کلیک کنین
برای دانلودشم خودتون که استادید.کلیک راست روی لینک و بعد save target...
نوشته شده در یکشنبه 6 آبان1386 توسط هانی | لينك
ثابت
سلام.....امروز براتون لینک یه سایت رو گذاشتم که میتونید توش تعدادی از موقعیت های کاری یک مکهندس صنایع رو ببینید:(خواهشا با دقت مطالعه کنید و به خصوص سابقه کار ها رو در نظر داشته باشین)
http://www.betsaonline.com/job/job.html
لطفا نظر خودتونو برام بنویسین.
ممنون
نوشته شده در یکشنبه 6 آبان1386 توسط هانی | لينك
ثابت
داستاني که در زير نقل ميشود، مربوط به دانشجويان ايراني است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» براي تحصيل به آلمان رفته بودند و آقاي «دکتر جلال گنجي» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجي نيشابوري» براي نگارنده نقل کرد:
«ما هشت دانشجوي ايراني بوديم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصيل ميکرديم. روزي رئيس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجويان خارجي بايد از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملي کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوريم که عدۀمان کم است. گفت: اهميت ندارد. از برخي کشورها فقط يک دانشجو در اينجا تحصيل ميکند و همان يک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملي خود را خواهد خواند.
چارهاي نداشتيم. همۀ ايرانيها دور هم جمع شديم و گفتيم ما که سرود ملي نداريم، و اگر هم داريم، ما بهياد نداريم. پس چه بايد کرد؟ وقت هم نيست که از نيشابور و از پدرمان بپرسيم. به راستي عزا گرفته بوديم که مشکل را چگونه حل کنيم. يکي از دوستان گفت: اينها که فارسي نميدانند. چطور است شعر و آهنگي را سر هم بکنيم و بخوانيم و بگوئيم همين سرود ملي ما است. کسي نيست که سرود ملي ما را بداند و اعتراض کند.
اشعار مختلفي که از سعدي و حافظ ميدانستيم، با هم تبادل کرديم. اما اين شعرها آهنگين نبود و نميشد بهصورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجي] گفتم: بچهها، عمو سبزيفروش را همه بلديد؟. گفتند: آري. گفتم: هم آهنگين است، و هم ساده و کوتاه. بچهها گفتند: آخر عمو سبزيفروش که سرود نميشود. گفتم: بچهها گوش کنيد! و خودم با صداي بلند و خيلي جدي شروع به خواندن کردم: «عمو سبزيفروش . . . بله. سبزي کمفروش . . . بله. سبزي خوب داري؟ . . . بله.» فرياد شادي از بچهها برخاست و شروع به تمرين نموديم. بيشتر تکيۀ شعر روي کلمۀ «بله» بود که همه با صداي بم و زير ميخوانديم. همۀ شعر را نميدانستيم. با توافق همديگر، «سرود ملي» به اينصورت تدوين شد:
عمو سبزيفروش! . . . بله.
سبزي کمفروش! . . . . بله.
سبزي خوب داري؟ . . بله.
خيلي خوب داري؟ . . . بله.
عمو سبزيفروش! . . . بله.
سيب کالک داري؟ . . . بله.
زالزالک داري؟ . . . . . بله.
سبزيت باريکه؟ . . . . . بله.
شبهات تاريکه؟ . . . . . بله.
عمو سبزيفروش! . . . بله.
اين را چند بار تمرين کرديم. روز رژه، با يونيفورم يکشکل و يکرنگ از مقابل امپراطور آلمان، «عمو سبزيفروش» خوانان رژه رفتيم. پشت سر ما دانشجويان ايرلندي در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هيجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، بهطوري که صداي «بله» در استاديوم طنينانداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان بهخير گذشت.»
فصلنامۀ «ره آورد» شمارۀ 35، صفحۀ 286 – 287
نوشته شده در سه شنبه 1 آبان1386 توسط هانی | لينك
ثابت
|