تبليغاتX
آوای صنایع
آوای صنایع
مهندسی صنایع و خیلی چیزهای دیگه که فکرشم نمیکنین!!!
درباره وبلاگ
مهندسى صنايع علمى است که بايد آن را هنرمندانه بکار گرفت،
هنرى است که بايد آن را علمى آموخت

و فنى است که بايد آن را با ذوق در آمیخت

مهندس صنایع
×کار فکرى مي‏کند، اما کارمند نيست.
×مهندسى مي‏کند، اما فقط مهندس نيست.
×مديريت مي‏کند، اما فقط مدير نيست


مهندس صنايع کار آفرين است و مهندسى صنايع، خلاقيت و نوآورى

منوي اصلي
صفحه نخست
آرشيو مطالب
پست الکترونیک
آرشيو مطالب
نويسندگان
هانی
احمد
پيوندهاي روزانه
وبلاگ درس کاربرد آمار در مهندسی صنایع
راهـــکار مدیریـــــــــت
مهندســـــــین صنــــــــایع ایران
پيوندها
e-ict
ورق پاره هاي دانشجويي
صداهای بــــــــی صدا
دایرة المعارف پیام نور رشت
کافــــــــه دانشجــو
روزگـــــار ایـــــــمان
مهندسی صنایع
دختران دانشجوی پیام نور رشت
"انجمن مدیریت *** دانشگاه پیام نور گیلان"
مهندسان جوان
وبلاگ دانشگاه پیام نور رشت
سایت پیام نور مرکز
وبلاگ مجله شهروند امروز
مهندسی صنایع پیام نور اردبیل
سینا بــــــــــــــــــیا تو!!!
رامین یکه در شبکه!!!
وب سایت شخصی ایمان ملکی
وبلاگ تالیس
دانشگاه پیام نور پاکدشت
رشته هایی به ماورا
مهندسی صنایع پیام نور ساری
دانشگاه پیام نور بومهن
وبلاگ جامع مهندسین صنایع پیام نور یزد
پرتال دانشجویان صنایع دانشگاه آزاد فیروزکوه
مهندسي صنايع پيام نور ورامين
سينما پيام نور
گروه تمپفا
محسن طباطبائی
محمد جواد عبدی - رادیو جوان
قالب وبلاگ
امكانات

قائم‌مقام دانشگاه پيام نور:
دانشجويان مشروطي دانشگاه پيام نور از اين پس با 4 ترم مشروطي اخراج مي‌شوند!!!

اصغر ابوالحسني در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس با بيان اين‌كه تا كنون قانون خاصي درباره مشروطي دانشجويان دانشگاه پيام نور وجود نداشت و دانشجويان مشروطي به درس خود ادامه مي‌دادند، افزود: از اين پس دانشجوياني كه 4 ترم مشروط شوند در صورت داشتن واحدهاي لازم مدرك كارداني دريافت كرده و سپس از دانشگاه اخراج مي‌شوند.
وي با بيان اين كه اين دستورالعمل در سال تحصيلي جاري اجرايي مي‌شود، گفت: در دانشگاه‌هاي ديگر با 3 ترم مشروطي دانشجو اخراج مي‌شود اما به دليل سخت بودن امتحانات دانشجويان دانشگاه پيام نور و نداشتن كلاس آموزشي به تعداد ساير دانشجويان يك ترم آمار مشروطي دانشجويان براي اخراج افزايش يافته است.


نوشته شده در جمعه 31 خرداد1387 توسط هانی | لينك ثابت |

 

عنوان

چوپان و تعداد گوسفندها

 

متن كامل لطيفه

چوپاني مشغول چراندن گله گوسفندان خود در يك مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سر و كله يك اتومبيل جديد كروكي از ميان گرد و غبار جاده هاي خاكي پيدا مي‌شود. راننده آن اتومبيل كه يك مرد جوان با لباس Brioni ، كفشهاي Gucci ، عينك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبيل بيرون آورد و پرسيد: اگر من به تو بگويم كه دقيقا چند راس گوسفند داري، يكي از آنها را به من خواهي داد؟

چوپان نگاهي به جوان تازه به دوران رسيده و نگاهي به رمه اش كه به آرامي در حال چريدن بود انداخت و با وقار خاصي جواب مثبت داد.

جوان، ماشين خود را در گوشه اي پارك كرد و كامپيوتر Notebook خود را به سرعت از ماشين بيرون آورد، آن را به يك تلفن راه دور وصل كرد، وارد صفحه ي NASA روي اينترنت، جايي كه ميتوانست سيستم جستجوي ماهوارهاي ( GPS) را فعال كند، شد. منطقه ي چراگاه را مشخص كرد، يك بانك اطلاعاتي با 60 صفحه ي كاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پيچيده عملياتي را وارد كامپيوتر كرد.

بالاخره 150 صفحه اطلاعات خروجي سيستم را توسط يك چاپگر مينياتوري همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالي كه آنها را به چوپان ميداد، گفت: شما در اينجا دقيقا 1586 گوسفند داري.

چوپان گفت: درست است. حالا همينطور كه قبلا توافق كرديم، مي‌تواني يكي از گوسفندها را ببري.

آنگاه به نظاره مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبيلش بود، پرداخت. وقتي كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقيقا به تو بگويم كه چه كاره هستي، گوسفند مرا پس خواهي داد.

مرد جوان پاسخ داد: آره، چرا كه نه!

چوپان گفت: تو يك مشاور هستي.

مرد جوان گفت: راست ميگويي، اما به من بگو كه اين را از كجا حدس زدي؟

چوپان پاسخ داد: كار ساده اي است. بدون اينكه كسي از تو خواسته باشد، به اينجا آمدي. براي پاسخ دادن به سوالي كه خود من جواب آن را از قبل ميدانستم، مزد خواستي. مضافا، اينكه هيچ چيز راجع به كسب و كار من نميداني، چون به جاي گوسفند، سگ مرا برداشتي.

 

شرح

انتخاب مشاور يكي از راههاي شناخت و تحليل سازمان مي باشد كه نقش مهمي در تصميمات مديريتي دارند. اما در بعضي مواقع بنا به دلايلي همچون عدم تعريف صحيحي از انتظارات مورد نظر از مشاور ، كلي بودن موضوع مورد مشاوره ، عدم توانمندي كارشناسان سازمان ، عدم مهارت مشاور و ... نتيجه مطلوبي از قراردادهاي مشاوره‌اي حاصل نمي‌گردد.

 

كليدواژه

مشاوره ؛ مشاور

 

فرستنده لطيفه

زارعي ، مهرداد

نويسنده شرح

زارعي ، مهرداد

 

منبع :سایت راهکار مدریت

 

A.GP

 

 

 


نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387 توسط احمد | لينك ثابت
سلام اینم یه مطلب جالب که هم یه جورایی خنده داره و هم گریه دار....بخونین حداقل به خاطر ضایع شدن ماموران عزیز نیروی انتظامیه خدمتگزار ملت همیشه در صحنه جالبه

روزی زن و شوهر جوانی از راهی می رفتند . ماموران تا آنها را دیدند خواستند گیری دهند پس پرسیدند شما دو با هم چه نسبتی داردید؟ زن و شوهر جواب دادند : زن و شوهریم . از آنها مدرک خواستند گفتند نداریم ! ماموران پرسیدند پس چگونه باور کنیم که شما دو نفر زن و شوهرید؟ گفتند ما نشانه های فراوانی داریم برای ثابت کردن این امر ! اول اینکه آن مدل افراد که شما می گویید دست در دست هم می روند و ما دستهایمان از هم جداست دوم آنکه آنها هنگام راه رفتن و صحبت کردن به هم نگاه می کنند و ما رویمان به طرف دیگریست سوم آنکه آنها هنگام صحبت کردن و راه رفتن   با احساس با هم حرف می زنند و ما به هم هیچ احساسی نداریم !  چارم آنکه آنها با هم بگو بخند می کنند و ما غمگینیم پنجم آنکه آنها به هم چسبیده راه می روند و ما یکی از آن یکی جلو تر می رود ششم آنکه آنها هنگام با هم بودن کیکی بستنی چیزی می خورند و ما هیچ نمی خوریم هفتم آنکه آنها هنگام با هم بودن بهترین لبسهایشان را می پوشند و ما لباسهای قدیمی تنمان است هشتم آنکه.... پس ماموران عصبانی گشتند و گفتند : بروید بروید !


نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1387 توسط هانی | لينك ثابت |
امروز صبح ساعت ۱۱ به همراه میثم عزیزم رفته بودم دانشگاه بابت همین تغییر ناگهانی نحوه طراحی  سوالات...چند تا از بچه های رشته های مدیریت پروژه و مدیریت اجرایی(اولشون مهندسی یادم رفت)و البته مهندسی صنایع هم اومده بودن.در چندین نوبت تا ساعت ۱۳.۳۰ با عبور از سد جناب عباس نیا با دکتر دوستار گفتگو کردیم که ایشون هم کاملا حق رو به ما دادن و خداییش خیلی همکاری کردن.در نهایت هم با استعلامی که از تهران کردن معلوم شد که تغییر نحوه طراحی سوالات واقعی هست چون دکتر میگفت همچین چیزی نیست و احتمالا شما سایت جعلی پیام نور رو مشاهده کردین(ما که نمیدونستیم بدخواه های دانشگاه عزیزمون یعنی احتمالا همون دانشکاه آزادیا رفتن یه سایت جعلی به نام پیام نور درست کردن و مطالب جعلی منتشر میکنن.قابل توجه هست که این سایت فقط آخرش .irنداره!!)

خلاصه دکتر دوستار هم گفت که چون دستور از گروه مهندسی در تهران اومده و سوالات هم توضیح شده حتی اگه وزیر هم دستور بده دیگه نمیشه کاری کرد و این ترم سوالات همین طوری هست!!!

تنها کاری هم که از دست ما بر میآد اینه که بعد از پایان همون امتحان یه فرم اعتراض به سوال رو به صورت دسته جمعی پر کنیم.همین!!!

 اما یه چیزه دیگه هم توجه منو به خودش جلب کرد اونم پروژه مخوف سازی حراست دانشگاه بود که یه فضای خصوصی واسه خودش ایجاد کرده حالا چرا؟ نمیدونم....شاید این کارا بین حراستیا مده

به هر حال به نظر من در یه محیط آموزشی خیلی اشتباه هست که اینطوری رفتار بشه....آخه من نمیدونم تو این کشور هیچی هم که درست کار نکنه چرا همیشه دستگاههای بگیر و ببندش فعاله و شکر خدا هیچ وقت هم بودجه کم نمیاره...اونوقت دانشجوها واسه برگزاری یه همایش ناقابل باید صد نفر و ببینن!!!

عکسو خودتون ببینین خودش گویا هست!!!

 

برای دیدن عکس اینجا کلیک کنید

در آخر هم یه عکس از دانشگاه در این روزا میذارم که میثم گرفته شاید یه کم انگیزه واسه درس خوندن پیدا کنین

برای دیدن عکس دانشگاه اینجا کلیک کنید


نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1387 توسط هانی | لينك ثابت |
سلام همگی فکر میکنم اطلاع دارین که نحوه سوالات تغییر کرده و چیزی تو مایه های افتضاح رخ داده ...آخه استاتیک تستی واقعا خنده دار نیست؟؟؟....خب به همین دلیل و برای اینکه مسئولین فکر نکن ما فرقی با سنگ ریزه های کنار خیابونا نداریم لطفا فردا ساعت ۱۰ صبح دانشگاه باشین که حداقل بتونیم مجبورشون کنیم که یه نامه ای به تهران بزنن!!!

هر کی هم دوست نداره میتونه نیاد ....فقط فکر نمیکنم در پایان امتحانات نتیجه امتحانش با ما خیلی متفاوت باشه...با این وضع تکلیف همه روشن شده...به امید دیدارتون

راستی اینم بدونین که اگه بخوایم این دفعه هم بی تفاوت باشیم باید منتظر اتفاقات بدتر از اینم باشیم.


نوشته شده در چهارشنبه 15 خرداد1387 توسط هانی | لينك ثابت |

امروز تو راه برگشت به خونه بودم.

خستگي كارگاه ،فكر درساي نخونده و... داشت كلافم ميكرد.

يهو به فكرم رسيد كه برم به يه دوست عزيز و قديمي سر بزنم.

 رفتم تو كوچشون .خواستم زنگ آيفون رو بزنم كه ديدم يه نامه رو ديوار چسبوندن.

وقتي نامه رو خوندم ،تمومه خستگيم در رفت....

نامه سرشار از احساسات كودكانه بود.

همون لحظه دوستم اومد دم در...

ازون نامه يه عكس گرفتيم تا شما عزيزان هم بخونيدش....

براي دريافت عكس روي لینک زیر رایت کلیک کرده وسپس Save Target As رو کلیک کنید.

 

با تشكر.

***دانلود عکس***

A.GP

 


نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387 توسط احمد | لينك ثابت |
به تو که می‌گويی: گيلک بی‌غيرت است؛

بله نارفيق، گيلک بی‌غيرت است و تو باغيرت.
اگر چشم‌گير بودن عظمت سپاه ديلميان در ارتش ايران باستان و اثرگذاری شگرف‌شان در شکست والرين، امپراتور روم بی‌غيرتی است، گيلک بی‌غيرت است. اگر دو و نيم قرن مقاومت در برابر هجوم اعراب در حالی که تمام ايران به چنگ تازيان افتاده بود و مبارزه دليرانه «موتا» سردار ديلمی ِ سپاهيان ری و گيلان و آذربايجان در برابر اعراب بی‌غيرتی است، گيلک بی‌غيرت‌ترين ِ بی‌غيرت‌هاست.

اگر اين موضوع که گيلکان برخلاف ساير نقاط ايران که اغلب با جنگ و شمشير به اسلام رو آوردند، دو قرن و نيم بعد از هجوم اعراب و آن هم با فکر و اختيار، دين اسلام را از علويانی که برای نجات از خلفای عباسی به گيلان پناه آورده بودند پذيرفتند، اگر اين امر بی‌غيرتی است، خوب بله، گيلک بی‌غيرت است.

اگر پيشتاز بودن در نهضت بيداری و مبارزات مشروطه و فتح تهران در کنار هم‌رزمان آذری و بختياری بی‌غيرتی است، بی‌غيرت‌تر از گيلک وجود ندارد.

قومی که مردش ميرزاکوچکِ بزرگ باشد که از بيم برادرکشی، از جنگ با قزاقان ايرانی طفره می‌رفت و حتا با اسيران جنگی نيز به صحبت و ارشاد می‌پرداخت و همين ميرزا در مقابل عناصر وابسته و بيگانه چون ببر می‌غريد و قومی که زنش «هيبت» باشد که پابه‌پای شوهرش شش‌لول و پاتاوه می‌بست و در جنگل‌های سياهکل و ديلمان می‌جنگيد و پس از دستگيری نيز زير شکنجه‌های ماموران مشيرالدوله لب از لب وا ننمود، قوم بی‌غيرتی بيش نيست!

اگر به دليل ارتباط با کشورهای اروپايی، گذار از مناسبات عشيره‌ای و قبيله‌ای و حرکت در مسير مدرنيسم و صاحب فکر بودن و نگرش بی‌تعصب به مسائل داشتن و انسان ديدن ِ زن، بی‌غيرتی است، گيلک بی‌غيرت است و اگر حيوان ديدن ِ زن و خوش‌بينانه‌تر، ضعيفه و منزل و بی‌ادبی و... ديدن زن غيرت است، اگر خشک‌مذهبی و خشک‌مغزی و کور و تعصبی و جَوگير بودن غيرت است، تو باغيرت‌ترين باغيرتان عالمی!

اگر در گرما و سرما پا را تا زير زانو در آب فرو کردن و زالوهای بيجار (شاليزار) را از پای کندن و تابستان زير تيغ آفتاب درو کردن محصول و جان کندن و پيش‌فروش و پيش‌خور کردن ميوه روی درخت و محصول روی زمين از فرط نداری بی‌غيرتی است و اگر در انحصار داشتن تمام امکانات رفاهی و تحصيلی و صنعتی و اشتغالی و دو قورت و نيم باقی داشتن و ادعای مستعد بودن، غيرت است، البته که گيلک بی‌غيرت است و تو باغيرت.

اگر مشارکتِ دوشادوش و برابر مرد و زن در توليد و برابری در مديريت اقتصادی خانواده، بی‌غيرتی است، از گيلک‌ها بی‌غيرت‌تر نخواهی يافت.

اگر قرن‌ها پناه‌گاه آزادی‌خواهان و معارضان با قدرت‌های استبدادی بودن، بی‌غيرتی است، گيلان کُنام بی‌غيرتان است و اگر نعل نمودن پای عادل‌شاه (غريب‌شاه) گيلانی و به تيرکمان تيرباران نمودنش (آن‌چه که شاه صفی کرد) و قتل‌عام قيام‌های دهقانی گيلان به دست مبارک شاه عباس «کبير»! غيرت است، تو عين غيرتی نارفيق!

اگر مهمان‌نوازی و دست خويش را پيش مهمان رو کردن و ظرفيت بالای فرهنگی در پذيرش و همزيستی با مهاجران از ارمنی و کرد و آذری گرفته تا فارس و روس و ترکمن و... بی‌غيرتی است، چه کسی بی‌غيرت‌تر از گيلک؟

و البته، آذری را خر خواند و لُر را بی‌فرهنگ دانستن و گيلک را بی‌غيرت ناميدن، تنها از تو بی‌غيرت برمی‌آيد که خود را مرکز و محور همه امور و قيم و ازمابهتران می‌دانی.

اصلا جایی که تو را باغيرت بنامند، بايد که من ِ گيلک را بی‌غيرت ناميد!


نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387 توسط هانی | لينك ثابت |

پس زمانی در شهری آمار جوانان ازدواج نکرده بالا رفت و شهر با مشکلی به نام ازدواج روبه رو گشت.روزی حاکم شهر تعدادی از معتمدین را بخواست و بفرمود:هر چه سریعتر هیئتی تشکیل داده و مشکل ازدواج جوانان را حل کنید.هیئت به سرعت تشکیل شد و در اولین جلسه تصمیم گرفتند تا ضرب الاجلی مشکل را حل نمایند.پس در میان آن هیئت یکی گفت:مشکل ازدواج جوانان به دلیل بیکاری و نداشتن شغل است چرا که جوانی که بیکار است درآمد ندارد و نمیتواند ازدواج کند.به این ترتیب در جلسه مصوبه ای تصویب شد که از فردا تمام کارفرمایان الزاما باید یک کارگر از بین جوانان بیکار انتخاب نمایند.چند روزی بگذشت و کارفرمایان که خود کارگر اضافی نیز داشتند از ترس این مصوبه باقی کارگران خود را نیز اخراج نموده و در کارگاههای خود رابستند و این گونه شد که علاوه بر بیکاران قبلی بیکاران بسیاری نیز اضافه گردیدند.هیئت دوباره جلسه ای گذاشت و یکی در آن جلسه نظر داد که:مشکل ازدواج جوانان بیشتر به دلیل نداشتن مسکن است چرا که اگر جوانی مسکن داشته باشد راحت میتواند با همسرش در آن زندگی کند.پس روز بعد تمام مردم را جمع کردند و گفتند که میخواهیم برای جوانانتان خانه بسازیم هر کس که دوست دارد مبلغی را برای ساخت خانه بدهد و مبلغی نیز از خزانه میدهیم و با آن برای جوانان خانه می سازیم.پس مردم خوشحال شدند و سرمایه های خود را به آنها دادند و هیئت نیز سرمایه های آنها را به اضافه مبلغی از خزانه ی شهر به فردی معتمد خودشان دادند تا برای تنظیم قیمت مسکن تعداد زیادی خانه بسازداما فرد معتمد پولها را بگرفت و شبانه فرار کرد!بعد از مدتی مردم خبر دار شدند و سر به اعتراض گذاشتند.هیئت دوباره جلسه تشکیل داد و یکی دیگر گفت که مشکل ازدواج جوانان به دلیل گرانی است و بهتر است تا جلوی قیمت ها را بگیریم تا همه مردم راضی گردند و هم جوانان بتوانند ازدواج کنند و به این شکل مصوبه ای درباره  فروش ارزان کالا صادر شد و روز بعد تمام مغازه ها مجبور شدند تا جنس های خود را به قیمت بسیار ارزان به مردم بفروشند.اما بعد چند روز چون کارخانه ها جنس ها را به قیمت ارزانتر از قیمت تمام شده به مغازه داران نمیدادند آنها نیز نتوانستند جنسی بخرند و در نتیجه مغازه ها از اقلام خالی گشت ودر شهر قحطی افتاد!پس مردم اعتراض ها و شورش ها نمودند.دوباره هیئت جلسه گذاشت و همه درمانده بودند که چه کنیم با این جمعیت که نه تنها مشکل ازدواج حل نشد که حال مشکل بیکاری و بدهکاری و قحطی نیز به آن اضافه گشت و ما ندانستیم که اینها چگونه بوجود آمد.در این حال یکی فریاد زد که یافتم!کار کار مافیاست!همگان متعجب به وی نگاه کردند که مافیا چیست؟شخص گفت:در زمان طفولیت فیلمی را میدیدم به نام پدر خوانده که آن فیلم را خیلی دوست داشتم در آن« فیلم گروهی بودند به نام مافیا که در پی منافع خودشان بودند و هر کار دلشان می خواست میکردند ودر همه جا نفوذ داشتند ودر عین حال شناسایی نمی شدند و بسیار بد بودند.و من نیز فکر میکنم که تمام این مشکلات کار مافیاست و بهتر است که به مردم نیزبگوییم که تمام مشکلات از جمله مشکل ازدواج جوانان کار مافیاست و ما در حال یافتن آنهاییم ولی چون آنها قابل شناسایی نیستند فعلا کاری نمیتوان کرد!پس روز بعد یکی از افراد هیئت مردم را جمع کرد و درباره مافیای ازدواج به آنها گفت و اینکه مافیا چیست و چه قدرتی دارد و اینکه ما قصد مبارزه با آنها را داریم و مردم نیز بسیار خوشحال شدند و هورا کشیدند که بالاخره مشکل معلوم گشت.


نوشته شده در جمعه 3 خرداد1387 توسط هانی | لينك ثابت |

نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387 توسط هانی | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
» امتحان بی امتحان
» 22 خرداد 88
» انتخاب !!!
» جلوه هاي جالب زندگي دومين مرد ثروتمند دنيا...
» نرم افزار آموزش و حل مسائل برنامه ريزي خطي و عدد صحيح...
»
» pnr begins
»
» امان از ما ایرونیها...
» روز بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی و روز مهندسی...
» اين سيستم بيمار پيام نوري
» استانداردهاي ايزو 10006 و ايزو 10007
»
»
» نحوه انتخاب مدير در ايران و انگليس!!!
» اقتصاد عمومـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
» پيتر سنگه (Peter M. Senge)
» مقاومت مصلح
» فيليپ كاتلر (Philip Kotler)
»
» یــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا....
» فرصت عيد قربان
» روز دانشجو
» مرد بالن‌سوار و مرد روي زمين!!!
» داستاني بسيار زيبا و واقعي
» نظرات شما درباره ي برگزاري همايش
» مهندسی صنایع در دنیای متحول امروز...
» بالاخره سرويس دار شديم!!!
» هميشه كه نبايد بد گفت!!!
» مقدمه ای بر (SCM) زنجيره تامين

pnr-sanaye

هانی

pnr-sanaye

http://pnr-sanaye.blogfa.com

آوای صنایع

آوای صنایع

آوای صنایع

مهندسى صنايع علمى است که بايد آن را هنرمندانه بکار گرفت،
هنرى است که بايد آن را علمى آموخت

و فنى است که بايد آن را با ذوق در آمیخت

مهندس صنایع
×کار فکرى مي‏کند، اما کارمند نيست.
×مهندسى مي‏کند، اما فقط مهندس نيست.
×مديريت مي‏کند، اما فقط مدير نيست


مهندس صنايع کار آفرين است و مهندسى صنايع، خلاقيت و نوآورى

مهندسی صنایع و خیلی چیزهای دیگه که فکرشم نمیکنین!!!

آوای صنایع

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog