تبليغاتX
آوای صنایع
آوای صنایع
مهندسی صنایع و خیلی چیزهای دیگه که فکرشم نمیکنین!!!
درباره وبلاگ
مهندسى صنايع علمى است که بايد آن را هنرمندانه بکار گرفت،
هنرى است که بايد آن را علمى آموخت

و فنى است که بايد آن را با ذوق در آمیخت

مهندس صنایع
×کار فکرى مي‏کند، اما کارمند نيست.
×مهندسى مي‏کند، اما فقط مهندس نيست.
×مديريت مي‏کند، اما فقط مدير نيست


مهندس صنايع کار آفرين است و مهندسى صنايع، خلاقيت و نوآورى

منوي اصلي
صفحه نخست
آرشيو مطالب
پست الکترونیک
آرشيو مطالب
نويسندگان
هانی
احمد
پيوندهاي روزانه
وبلاگ درس کاربرد آمار در مهندسی صنایع
راهـــکار مدیریـــــــــت
مهندســـــــین صنــــــــایع ایران
پيوندها
e-ict
ورق پاره هاي دانشجويي
صداهای بــــــــی صدا
دایرة المعارف پیام نور رشت
کافــــــــه دانشجــو
روزگـــــار ایـــــــمان
مهندسی صنایع
دختران دانشجوی پیام نور رشت
"انجمن مدیریت *** دانشگاه پیام نور گیلان"
مهندسان جوان
وبلاگ دانشگاه پیام نور رشت
سایت پیام نور مرکز
وبلاگ مجله شهروند امروز
مهندسی صنایع پیام نور اردبیل
سینا بــــــــــــــــــیا تو!!!
رامین یکه در شبکه!!!
وب سایت شخصی ایمان ملکی
وبلاگ تالیس
دانشگاه پیام نور پاکدشت
رشته هایی به ماورا
مهندسی صنایع پیام نور ساری
دانشگاه پیام نور بومهن
وبلاگ جامع مهندسین صنایع پیام نور یزد
پرتال دانشجویان صنایع دانشگاه آزاد فیروزکوه
مهندسي صنايع پيام نور ورامين
سينما پيام نور
گروه تمپفا
محسن طباطبائی
محمد جواد عبدی - رادیو جوان
قالب وبلاگ
امكانات

A.GP


نوشته شده در شنبه 30 آذر1387 توسط احمد | لينك ثابت
آخر پاییز، امشب
شب دراز است و سیاه
هر کسی از ظن خود بر این شب تاریک می دارد نگاه
آن یکی کو دلبر شیرین زبانش در بر است
 تا سحر گه می نشیند در کنار و کام دل جوید ازو
 گر درازای شبش صد چون شب یلدا شود
 باز می نالد که ای خورشید پنهان شو به چاه
 
وان دگر بیمار وتب دار غم است
 هر شبش همچون شب یلدا شب است
چشم می دارد : مگر پایان ندارد شام ما ؟ 
 چون سپیده سر زند
 باز می بیند که روزش تیره روزی بدتر از دیشب شب است
 
عاشق دلداده را دیگر مگو
 در شب یلدا به زلف یار می پیچد
هزاران قصه می سازد
گهی پیدا به ماه روی یار و گه نهان اندر خم گیسو
  گهی تیری ز مژگانش نشیند بر دل و گه زنده می سازد
رهایش گر کنی امشب هزاران قصه و افسانه می سازد
وین یکی در خواب خوش گوید 
 چه فرقی دارد امشب شب ، شب است
جمع عاشق های صافی را ولی امشب شبی دیگر شب است
جام باده در کناری
ساز و نی در دست یاری
ساقی شیرین عذاری
نغمه های خوب و دلکش
از دهان شکر افشان نگاری
حیف ازین یلدا شبی کآخر به پایان می رسد
 آخر و پایان ره نزدیک می گردد به من
دور از غوغای این روز و شبان
گوشه ای بنشسته ام
جوجه های آخر پاییز را اینک شمارش می کنم
<
آخر پاییز، امشب
شب دراز است و سیاه
هر کسی از ظن خود بر این شب تاریک می دارد نگاه
آن یکی کو دلبر شیرین زبانش در بر است
 تا سحر گه می نشیند در کنار و کام دل جوید ازو
 گر درازای شبش صد چون شب یلدا شود
 باز می نالد که ای خورشید پنهان شو به چاه
 
وان دگر بیمار وتب دار غم است
 هر شبش همچون شب یلدا شب است
چشم می دارد : مگر پایان ندارد شام ما ؟ 
 چون سپیده سر زند
 باز می بیند که روزش تیره روزی بدتر از دیشب شب است
 
عاشق دلداده را دیگر مگو
 در شب یلدا به زلف یار می پیچد
هزاران قصه می سازد
گهی پیدا به ماه روی یار و گه نهان اندر خم گیسو
  گهی تیری ز مژگانش نشیند بر دل و گه زنده می سازد
رهایش گر کنی امشب هزاران قصه و افسانه می سازد
وین یکی در خواب خوش گوید 
 چه فرقی دارد امشب شب ، شب است
جمع عاشق های صافی را ولی امشب شبی دیگر شب است
جام باده در کناری
ساز و نی در دست یاری
ساقی شیرین عذاری
نغمه های خوب و دلکش
از دهان شکر افشان نگاری
حیف ازین یلدا شبی کآخر به پایان می رسد
 آخر و پایان ره نزدیک می گردد به من
دور از غوغای این روز و شبان
گوشه ای بنشسته ام
جوجه های آخر پاییز را اینک شمارش می کنم
 
<شمس الدین عراقی>
A.GP

مروری بر خاطرات....
شب یلدای پارسالو یادتونه؟
یادتونه چیا گفتینو نوشتین.......؟

نوشته شده در شنبه 30 آذر1387 توسط احمد | لينك ثابت |
پست ايندفعه درباره دانشگاه نيست و مي خوام از يكي از دغدغه هاي هميشگي خودم بنويسم و ببينم نظر شما در اين باره چي هست.

پس فردا عيد قربانه و خيلي ها فار رسيدن اين روز رو به هم تبريك ميگن.اين عيد از مهمترين اعياد مسلمانان جهان هست.اما همونطور كه همه ميدونين ويژگي اصلي اين روز همون قرباني كردن و گوشت قرباني هستش!

نكته اي كه باعث شد اين مطلبو بنويسم اينه كه بعد از گذشت اين همه سال آيا واقعا لازم نيست كه يه تغييري در اين عيد داده بشه؟ يعني اينكه به جاي قرباني كردن و ريختن خون يك موجود زنده از پولي كه قراره براي خريدش صرف بشه استفاده بهتري داشته باشيم؟؟!!!

مثلا تو همين ايران اگر فقط 10 درصد مردم قرباني كنن و هر كدوم فقط يه گوسفند كوچولوي 50 كيلويي بگيرن به ازاي هر كيلو 4000 تومان ميشه 140ميليارد تومان كه رقم قابل توجهي هست!!!حالا ببينين كه با اين پول چه كارهايي ميشه كرد.

در واقع اينطوري فكر ميكنم كه بهتر ميشه به هدف از قرباني كردن كه نشان دادن اطاعت از فرمان الهي است رسيد.چون در اينجا ما داريم به جاي عمل قرباني كردن كه يه اقدام نمادين هست به طور عملي به يكي از فرامين الهي كه دستگيري از فقرا و كمك به نيازمندان هست عمل ميكنيم.

مثلا ميشه با اين پول به فقرا وام اشتغال داد يا كارخانه ايجاد و عده اي رو مشغول كرد تا از دست عامل اصلي فقر يعني بيكاري رها بشن و از تعداد فقرا كاسته بشه!درحقيقت به گرسنه ماهي(گوشت قرباني كه فوقش 2 روز سيرش كنه)نديم بلكه ماهي گيري ياد بديم بهش.

براي اينكار بازوهاي اجراييش هم در كشور وجود داره كه البته تا حدي نا كارآمد هستن.ولي اينم ميشه با ايجاد يه تشكل مردمي و اعلام شماره حساب حل كرد ولي حتما وقتي پاي چنين مبلغي اونم تو ايران وسطه بايد حتما نظارت دقيق هم داشت تا مثل بقيه جاها مايه فساد اقتصادي نشه!!!

اينم بگم كه در كشورهاي اتحاديه اروپا قرباني كردن حيوانات به هر دليلي ممنوع هست!البته اونا دليلشون حفظ حقوق حيوانات هست كه حالا حالاها كار داره تا ما هم به اونجا برسيم.



نوشته شده در یکشنبه 17 آذر1387 توسط هانی | لينك ثابت |

«درياي طوفاني ناخداي لايق مي‌سازد. پس شكرگزار لحظه‌هاي سخت باش.»

روز دانشجو بر همه ی دانشجویان مبارک باد...

A.GP


نوشته شده در جمعه 15 آذر1387 توسط احمد | لينك ثابت
مردي در يك بالن در حال پرواز كردن بود كه متوجه شد گم شده است. در حالي كه ارتفاع بالن را كم مي‌كرد، مردي را ديد.

مرد بالن‌سوار فرياد زد: "ببخشيد، مي‌توانيد به من كمك كنيد. من به دوستم قول دادم كه نيم ساعت پيش او را ملاقات كنم، اما حالا نمي‌دانم كجا هستم."

مرد روي زمين پاسخ داد: "بله. شما در يك بالن در ارتفاع حدود 10 متر از سطح زمين معلق هستيد. شما از شمال بين 40 و 42 درجه عرض جغرافيايي و از غرب بين 58 و 60 درجه طول جغرافيايي قرار داريد."

مرد بالن‌سوار پاسخ داد: "شما بايد مهندس باشيد."

مرد روي زمين گفت: "بله. از كجا فهميدي؟"

مرد بالن‌سوار گفت: "خوب، همه چيزهايي كه گفتي از نظر فني درست است، اما من نمي‌دانم با اطلاعاتي كه دادي چكار كنم و در حقيقت هنوز گمشده هستم."

مرد روي زمين پاسخ داد: "شما بايد مدير باشيد."

مرد بالن‌سوار گفت: "بله من مدير هستم، اما از كجا فهميدي؟"

مرد روي زمين گفت: "خوب، شما نمي‌داني كجا هستي و نمي‌داني كجا مي‌روي. شما قولي داده‌اي اما نمي‌داني آن را چگونه عملي كني و انتظار داري من مشكلت را حل كنم. واقعيت اين است كه شما دقيقاً در همان موقعيت پيش از برخوردمان قرار داري اگر چه ممكن است در بيان آن مقداري خطا داشته باشم."

منبع:سایت راهکار مدیریت

A.GP


نوشته شده در پنجشنبه 14 آذر1387 توسط احمد | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
» امتحان بی امتحان
» 22 خرداد 88
» انتخاب !!!
» جلوه هاي جالب زندگي دومين مرد ثروتمند دنيا...
» نرم افزار آموزش و حل مسائل برنامه ريزي خطي و عدد صحيح...
»
» pnr begins
»
» امان از ما ایرونیها...
» روز بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی و روز مهندسی...
» اين سيستم بيمار پيام نوري
» استانداردهاي ايزو 10006 و ايزو 10007
»
»
» نحوه انتخاب مدير در ايران و انگليس!!!
» اقتصاد عمومـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
» پيتر سنگه (Peter M. Senge)
» مقاومت مصلح
» فيليپ كاتلر (Philip Kotler)
»
» یــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا....
» فرصت عيد قربان
» روز دانشجو
» مرد بالن‌سوار و مرد روي زمين!!!
» داستاني بسيار زيبا و واقعي
» نظرات شما درباره ي برگزاري همايش
» مهندسی صنایع در دنیای متحول امروز...
» بالاخره سرويس دار شديم!!!
» هميشه كه نبايد بد گفت!!!
» مقدمه ای بر (SCM) زنجيره تامين

pnr-sanaye

هانی

pnr-sanaye

http://pnr-sanaye.blogfa.com

آوای صنایع

آوای صنایع

آوای صنایع

مهندسى صنايع علمى است که بايد آن را هنرمندانه بکار گرفت،
هنرى است که بايد آن را علمى آموخت

و فنى است که بايد آن را با ذوق در آمیخت

مهندس صنایع
×کار فکرى مي‏کند، اما کارمند نيست.
×مهندسى مي‏کند، اما فقط مهندس نيست.
×مديريت مي‏کند، اما فقط مدير نيست


مهندس صنايع کار آفرين است و مهندسى صنايع، خلاقيت و نوآورى

مهندسی صنایع و خیلی چیزهای دیگه که فکرشم نمیکنین!!!

آوای صنایع

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog